اعلامیه هیئت اجرائی به مناسبت ۱۱ دی ماه روز شهدای سازمان؛ تجدید عهدی دگر بار با شهدائی که جان بر سر آرمان آزادی و سوسیالیسم نهادند

تجدید عهدی دگر بار با شهدائی که جان بر سر آرمان آزادی و سوسیالیسم نهادند

۲۶ سال پیش، در 11 دی ماه 1362، اولین دبیر اول سازمان ما، پس از تحمل شکنجه های قرون وسطائی، با لبانی بسته، با دلی پر از اسرار سازمانی، با قلبی بزرگ و پرمهر که برای کارگران و زحمتکشان و توده های مردم می تپید، توسط دژخیمان جمهوری اسلامی به جوخه های مرگ سپرده شد. علی رضا شکوهی، در حالی پا در راه بی بازگشت گذاشت که نیک می دانست، برای رسیدن به جامعه ای آزاد، دمکراتیک و سوسیالیستی، برای ایجاد جامعه ای انسانی که حرمت و شأن انسان رعایت شود و برابر حقوقی زنان با مردان تامین گردد، از استثمار و بهره کشی خبری نباشد، و جنسیت، ملیت، نژاد، رنگ ، مذهب و فرهنگ، عنصر تبعیض و نابرابری تلقی نگردد، باید فداکارانه جنگید.

نه تنها او، که بسیاری دیگر از یاران وفادار و شهید سازمان ما، و دیگر سازمان های مترقی و انقلابی که برای این آرمان انسانی به خاک افتادند، می دانستند که گذر از جامعه ی طبقاتی، و جامعه ای که بشیوه های استبدادی اداره می شود، نمی تواند همواره بدون گذر از جان، و دادن هزینه های بسیار انجام گیرد. آن ها این توهم را نداشتند که با استبداد دینی چنین وحشی و خونریز، که از ابتدای روی کار آمدنش، ریختن خون انسان های پاک این دیار را به کسب و کار خود تبدیل کرده است، می توان همواره بدون گذشتن از جان و تحمل سختی های جان فرسا مبارزه را به پیش برد.

اگر آن روزهای خونین، که هر روزش خبر از شهادت عزیزی می رسید، بسیاری از توده های مردم، یا از این اخبار مطلع نمی شدند و یا در این توهم بودند که نمایندگان خدا بر این سرزمین حکومت می کنند، و به آن دهه ی خونین، به دیده ی راهی به سوی سعادت می نگریستند، اکنون که مدت هاست بیداری بزرگ آغاز شده است، فوج فوج مردم در می یابند، که در آن سال های سیاه خونین، چه عزیزانی بر خاک افتاده اند تا مشعل فروزان دفاع از آزادی، دفاع از سوسیالیسم، دفاع از شرف انسانی بر زمین نیافتند. آن جوانانی نیز که در آن سال های سیاه، دوران کودکی شان را سپری می کردند، در جنبش بزرگ ضد استبدادی سال ۱۳۸۸ در یافتند که حکومتی که ادعای ساختن جامعه ای انسانی را مطرح می کرد، در برابر موج بیداری مردم چه جنایاتی که انجام نمی دهد.. آن ها با چشمان خود دیدند و با گوش های خود شنیدند، که این حکومت سیاه و تباهی، وقتی مردم را در برابر خود می بیند، چه سنگدلانه و چه بی شرمانه دست به جنایت می زند. چگونه کهریزک ها را سازمان می دهد، چگونه بی اطلاع وکلا و خانواده ها، زندانیان سیاسی را به چوبه های دار می آویزد، چگونه جوانان کرد و بلوچ و عرب را فوج فوج اعدام می کند. چگونه با ماشین از روی زنان این ملت رد می شود و آن ها را له می کند، چگونه جوانان را از بالای پل و یا دانشجویان را از طبقات بالای کوی دانشگاه به پائین پرتاب می کند، آری اکنون نه تنها جوانان مبارز بلکه توده های عادی مردم خوب می دانند با چه رژیم ددمنشی روبرویند. اکنون جوانان امروزی نیز در می یابند که اگر مبارزان قهرمان آن دوران، برای دفاع از آرمان های انسانی خود، برای دفاع از آرمان آزادی و سوسیالیسم، از جان خود مایه می گذاشتند و پرچم مقاومت را بر می افراشتند، بدان خاطر بود که از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی می دانستند این حکومت وحشت و ترور، با شقاوت بی نظیری با تمامی فعالان سیاسی و مدنی روبرو می شود. اکنون چه بسیارند فعالان کارگری و رهبرانی سندیکائی، فعالان جنبش زنان ، مبارزان دانشجویی و رزمندگان جنبش ملی که در زندان های رژیم اسلامی تحت شکنجه هستند و مجبورند برای دستیابی به اولیه ای ترین حقوق خود، دست به اعتصاب غذا بزنند. این مبارزان، در سیاهچال های جمهوری اسلامی در می یابند که بر آن شهدای دهه ی اول انقلاب چه رفته است. و چه قهرمانی هایی در هر گوشه ی سلول های زندان حک شده است. آن ها در آن سیاهچال ها در می یابند که تاریج زندان های سیاه استبداد شاهی و ولائی با چه خون های پاکی نوشته شده است.

اکنون در سالگرد شهدای سازمان، باردیگر با آن یاران شهید، تجدید عهد می کنیم تا راه پرافتخارشان را همدوش توده های کار و زحمت، بشکلی شایسته بپیمائیم. امروز که با دستبرد بی شرمانه ی حکومت اسلامی به سفره های خالی مردم، زمینه ی بسیاری مناسبی برای پیوند مبارزات عمومی ـ سیاسی با مبارزات صنفی ـ مطالباتی فراهم آمده است، ضرورت تشدید مبارزه توده ای بیش از پیش خود را نشان می دهد. در چنین شرایطی است که جای آن فعالان جان برکف و فداکار در پیشاپیش این رزم پرشکوه خالی است. بر ما، ادامه دهنده گان راه آنها و بر جوانان پر شور این مرز و بوم است که پرچم آن دلیران بیشمار شهید را بر دوش کشیم.

سازمان ما، در سالروز شهدای سازمان، یک بار دیگر در برابر از خود گذشتگی آن عزیزان دلاور و شهید، تمامی شهدای راه آزادی و سوسیالیسم و همه آن هائی برای حفظ حرمت انسانی جنگیده و جان باخته اند، سر تعظیم فرود می آورد و بر پیمان خود برای ادامه راهشان تا پای جان تاکید می کنیم.

سرنگون باد جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
یازده دی ماه ۱۳۸۹ـ اول ژانویه ۲۰۱۱

Advertisements

پاسخ

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s