رفیق فرهاد محسن پور (مصطفی)

دفتر یاد بود جانباختگان راه کارگر اکنون و بدینوسیله ، با توجه به اطلاعات جدیدی که از آشنایان رفیق فرهاد محسن پور (مصطفی ) در اختیار دارد ، زندگینامه  این رفیق شهید را تکمیل و تصحیح می نماید. در اینجا لازم است تا از این دوست و رفیق عزیزی که این اطلاعات را در اختیارمان گذاشت کمال تشکر را بنمائیم . به امید پیروزی راهمان.

رفیق فرهاد محسن پور (مصطفی ) انسانی شجاع ، فداکار که عشق به انسانها و سوسیالیسم سرلوحه زندگی کوتاهش بود در شمال کشور و در یکی از روستاهای اطراف چالوس متولد شد در همان سالهای آغازین کودکی پدرش که فردی روحانی بود خانواده را ترک نمود . فرهاد با مادر و دیگر اعضای خانواده اجبارآ به تهران عزیمت کردند و در جنوب شهرتهران (خزانه بخارایی) ساکن گشتند و از آنجایی که پدر او به هیچیک از مسئولیتهای پدرانه خویش به خصوص تآمین معاش وی و خواهران و برادران کوچکش عمل ننمود ، فرهاد پس از طی تحصیلات ابتدایی برای تآمین معاش خود و خانواده اش مجبور به کار شد .
با آغاز انقلاب 1357به صفوف سازمان چریکهای فدایی خلق ایران پیوست و در جنوب تهران فعالیت می نمود و از اعضای سندیکای کارگران بافنده سوزنی بود .
با انشعاب سازمان چریکهای فدایی ابتدا به اکثریت پیوست اما خیلی زود با مطالعه مداوم آثار مارکسیستی که از همان ابتدا سعی در ارتقاء دانش انقلابی خود داشته است در اواسط سال شصت به صفوف رفقای راه کارگر پیوست و در کمیته غرب فعالیت می نمود بی شک او سازمانگری قوی بود که با تلفیق مبارزه مخفی و نیمه علنی در شرایط دیکتاتوری دهه شصت بسیار توانا با محافل کارگری ارتباط برقرار می نمود و آنها را هدایت میکرد چرا که خود زاده محیط های کارگری بوده است .
او به شعر و شاملو بسیار علاقه داشت و خود نیز گاهآ شعر می سرود. رفیق فرهاد محسن پور که از همان نخستین سالهای جوانی برای سرنگونی رژیم سرکوبگر فقها و برقراری سوسیالیسم تلاش مضاعف نموده بود، در بهمن ماه 1365 پس از تعقیب و گریز بسیار طولانی همراه با رفقا ضیاءالدین نادری (کورش) و یوسف آبخون دستگیر شد و پس از تحمل شکنجه های بسیار در شهریور 1367 بدونه هیچ حکمی به دار جنایت رژیم فقها آویخته شد و او نیز همانند دیگر رفقایش خاورانی شد.
او در آخرین نامه برای مادر فداکار و زحمتکش و دیگر اعضای خانواده اش اینچنین نوشت
مغنی بزن چنگ بر ارغنون ببر از یاد من فکر دنیای دون
مغنی ساز و طرب آغاز کن به قول و غزل قصه ای دیگر آغاز کن

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

——————————————-

اطلاعاتی که در متن اولیه زندگینامه این رفیق در کتاب شهدای سازمان درج شده  بدین شرح است : فرهاد کارگر فعّال در بخش کارگری «کمیته غرب تهران» تشکیلات بود. رفیق در «کانون بچه های بی سرپرست» بزرگ شده و سه کلاس ابتدایی را خوانده بود. وی در سال 1365 دستگیر و در حالی که بعد از دو دور محاکمه در دادگاه هنوز حکمی برایش صادر نشده بود، در کشتار جمعی زندانیان در سال 67 وی نیز خاورانی شد. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

پاسخ

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s