به یاد رفیق شهید رضا طالبي کلخوران

 

reza-talebiآنهايي كه قوي هستند شايد يك ساعت مبارزه كنند آنهايي كه قوي ترين هستند سالهاي زيادي مبارزه مي كنند. آنهايي كه قويترينها هستند در تمام طول زندگي شان مبارزه مي كنند اينهاشكست ناپذيرند. «برتولت برشت»   (رضا از قويترينها بود)!

رضا طالبي کلخوران متولد پنجم شهريور ۱۳۳۹ تهران در يك خانواده آذربايجاني پا به عرصه وجود گذاشت. مهاجرت هر خانواده ترك يك گذشته مبارزاتي در خود پرورش مي دهد. حفظ هويت، فرهنگ، زبان، يكي از أصول اصلي خانواده بود رضا قبل از انقلاب شيفته صمد بهرنگي بود. كلاه صمدي تمام دوران انقلاب با خود داشت با أين كلاه نمدي صمد معروف شده بود با شوخ طبعي بسيار و بذله گوييش محفل دوستان و خانواده را گرم مي كرد و آخرين نوشته آش به خانواده در  هجدهم اسفندماه ۱۳۶۹ بود را با این بیت به پایان رسانده بود: منصور وار گرم ببرندم به پاي دار    مردانه جان دهم كه جهان نيست پايدار

سال ۱۳۵۷ سالي كه ايران تحول تاريخي خود را طَي مي كرد ، شور و شوق آزادي اجتماعي تمام سطوح جامعه را در بر گرفته بود. بخش بزرگ و سازنده آن دوره را دانشگاهيان و مدارس به عهده داشتند. رضا در آن سال دانش آموز دبيرستان بود. همراه با هزاران محصل تحصن در دبيرستانها و تظاهرات خياباني را شروع كردند. رضا هم يكي از سازمانگران أين حركت بود. او از همان اوائل انقلاب به صف نيروهاي چپ پيوست. تمامي روزهاي انقلاب شبانه روز در خيابان هاي تهران بسر برد. شركت در ميتينگها، تظاهرات ميليوني مردم و تا تسخير أماكن دولتي، شعار و …… را با حرارت نسل انقلابي چون گردبادي انجام مي داد بدون لحظه اي ترديد يا ترس.

مهارت خاصي در نقاشي ويترأي داشت. از آنجا كه الگوهايش صمد بهرنگي و چه گوارا بودند و شناختي هم از ماركس و لنين داشت، چهره هاي قهرمانان خود را روي شيشه نقاشي می کرد و در جلو دانشگاه به نمايش مي گذاشت. همين باعث بحثهای بسیاری در جلو دانشگاه مي شد. با إعلام موجوديت راه كارگر به سازمان پيوست و در تمام سال ها همراه و همگام با ديگر رفقايش با أين سازمان با تمام نيرو و توان برأي جذب نيرو تلاش كرد. محل زندگيش را تبديل به يكي از پايگاه هاي سازمان كرده بود. برأي پخش نشريه، اعلاميه، إيجاد هسته هاي فعال در محلات و محيط های كارگري و دانش آموزی …… محيطي برأي برگزاري ميتينگ ها و تظاهرات جزو تداركات. در راه اندازی بحث مهارت خاصي داشت.

بعد از دستگيري بخشی از  رفقاي سازمان، به صورت مخفي به فعاليت پرداخت. ضربه هاي پي در پي به خانواده اش از طرف جمهوري اسلامي او را نيز چون سايه اي در بر گرفت. از سال ۶۰ تا ۶۷ دو بار به تركيه سفر كرد و تماس هم با سازمان داشت. بار سوم آذر ماه سال ۶۷  در آن دوران وحشت به دليل اعدام هاي سراسري و خبر إعدام مجيد سيمياري (دامادشان) از ايران خارج شد و در تركيه از خبر إعدام برادرش عادل طالبي مطلع شد.

رفیق رضا در سال ۱۳۶۹ پس از تماس با سازمان، از ترکیه به کردستان عراق و محل استقرار رادیوی سازمان اعزام و در بخش تدارکات رادیو فعال بود. تلاش برای قانع کردن او به رفتن به خارج از کشور با مقاومت شدید او روبرو شد. او می خواست در کنار مرز ایران باشد و تمام فکر و ذهن اش، پیشبرد مبارزه ای بود که به آن عشق می ورزید و در فعالتیش در مقر رادیوی سازمان  نیز آن را به خوبی نشان می داد.   یک سال بعد با قیام مردم کرد در کردستان عراق علیه رژیم بعثی صدام و سقوط یکایک شهرها و اداره آنها بدست کردهای عراق، رفیق رضا را شور وشعف فراوانی  فراگرفت و لحظه ای آرام نداشت و اصرار داشت که حتما در این قیام سهیم باشد. تا سرانجام  در حالی که با تعدادی از پیشمرگان حزب کمونیست عراق (حزب شیوعی ) از محور هولر ـ کرکوک به سمت کرکوک پیشروی می کردند در نزدیکی التون کوپری ( شهرک کوچکی در بین هولر به کرکوک ) به شهادت رسید.  رفیق رضا طالبی، پس از سال ها رزم دلاورانه در راه آزادی و سوسیالیسم، به عنوان یک رزمندۀ دمکراسی و حق تعیین سرنوشت خلق ها به شهادت رسید. اما قطعاً رزمندگان «راه کارگر» تا تحقق آرمان های رفیق  رضا از پای نخواهند نشست. یادش را با ادامۀ راهش گرامی می داریم.

پاسخ

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s