بایگانی برچسب‌ها: سازمانده کارگری

به یاد رفیق جانباخته علاءالدین (حسن) محمدی حاجی

رفیقی تعریف می کرد وقتی در سال ۶۳ دستگیرم کرده و به اوین بردند، ابتدا می ترسیدم. مطمئن نبودم که می خواستند چه بلایی به سرم بیاورند و نمی دونستم که چگونه قادر خواهم بود تاب بیاورم. هنگامی برای بازجوئی اولیه مرا به زیر زمین بردند، تا قبل از رسیدن نوبتم بایستی مدتی در راهرو منتظر می ماندم. در انجا فرصت کردم پنهانی و از زیر چشم بند نگاهی به دور و بر خود بیاندازم. در آن چند لحظه صحنه ای را دیدم که تکلیف مرا با خودم روشن کرد. دختران و پسران جوانی که از شدت ورم و درد ناشی از شکنجه قادر به راه رفتن نبودند و چهار دست و پا خود را روی زمین می کشیدند…… در لحظات بعدی انتظار چیزی در من شکفت، رشد کرد و شد نیروی مقاومت. با خود اندیشیدم باید در برابر حکومتی که به خود حق بدهد این بلا را سر انسان بیاورد تا مجبور به چهار دست و پا رفتن شود، کم نیاورد، و نیاوردم. ننگ و نفرت بر جمهوری جنایتکار اسلامی.

به خواندن ادامه دهید